Skip to Content

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Only variables should be passed by reference in /home/haranak/public_html/sites/all/themes/zeropoint/template.php on line 343.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Only variables should be passed by reference in /home/haranak/public_html/sites/all/themes/zeropoint/template.php on line 343.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

غزل

نام نويسنده : پروين ارسطو

ناشر : سايه گستران

سال انتشار : 1395

درباره رمان غزل پروین ارسطو
این هفته داستان بلند "غزل" نوشته پروین ارسطو انتشارات سایه گستر 1395 قزوین را مطالعه کردم .رمان ماجرای گم شدگی همسر و دختر راوی در دریایی است که هرگز جسد آنهارا پس نداده است . با تمام تلاشی ماموران دولتی کرده اند ماجرا مبهم مانده است.
پروین ارسطو در داستانش سعی می کند به کندوکاو زندگی دریا ومادرش غزل می پردازد.وتلاش دارد باتشریح وضعیت قضاوت امر را به مخاطب امروز بسپارد.داستان پرکشش و قصه است .بینابین داستان جملات ادبی و شعرهای ناب نیز بر جذابیت وحس وحال شخصیت های داستان می افزاید.او درباره شهصیت های داستانش تم روانشناسی را پی می گیرد وزمینه های روانکاوانه در گذر زندگی آنها را می شکافد ودر پیش روی خواننده داستانش قرار می دهد
خواندن این رمان را به مخاطبان داستان ایرانی توصیه می کنم
پروین ارسطو نویسنده ای مشهدی تبار ساکن قزوین است که در کارنامه خود رمان هایی به نام" گلبرگ راز شقایق ساغرشکسته خفاش شب باشید زخم های مت همه از عشق است بگذار دست هایت باشم شکوه عشق بینوایان ایران و. دارد.

اندازه ديگري

نام نويسنده : مرتضي زارعي

ناشر : روزنه

سال انتشار : 1393

درباره مجموعه داستان "اندازه دیگری" نوشته مرتضی زارعی
این مجموعه داستان را سال 93 نشر روزنه منتشرکرده است .ده داستان مجموعه عبارتنداز "ابر،بوی سوپ عمه کلی ،رهایی ، آن جاست ،این بارکسی گوشی را بر می دارد،سنگینی،نوازش،جابه جایی،متمنی است واندازه دیگری "از مرتضی زارعی داستانی تا حال نخواندم وملاک وقضاوت من مجموعه داستان پیش رواست .بلندترین و طولانی ترین داستان کتاب ،اندازه دیگری است .که یکی از بهترین داستان های مجموعه است .غالب داستان ها به شرح وضعیت می پردازند .وضعیتی که خود انسان عامل آن است .داستان شخصیت محور نیستند .افراد درحد تیپ باقی می مانند.جو کافکایی بر کلیه داستان ها حاکم است . این فضا خیلی حیرت آوراست .به تمامه عرف و سنن قالب های مرسوم را فرو می ریزند.راوی کافکا زده وکافکا اندیش است و اما باتوجه به آگاهی که از جغرافیای داستان هایش دارد سعی می کند محافظه کارانه بامنش کافکایی پیش برود.
بخش از داستان اندازه دیگری دراینجا برای مثال آورده می شود
"شب تاریکی بود ومن شاش داشتم .ازسرکار برمی گشتم خانه .هیچ جایی دستشویی پیدانکردم .هیچ جایی دست شویی پیدانکردم نه دستشویی پارک نه مسجد نه هیچ جای دیگر .دخم کوچه ای تاریک که می آمدم لختی درنگ کردم .... زیپ را کشیدم پایین .شب سردی بود وچه لذتی داشت شنیدن صدای برخورد شاشم با آسفالت وجاری شدنش به میانه کوچه .... ص

محتوای تغذیه