Skip to Content

تفسییری بر مجموعه داستان گرامافون /نوشته مژده الفت

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

تفسییری بر مجموعه داستان گرامافون /نوشته مژده الفت

مجموعه داستان گرامافون دوازده داستان کوتاه به نام های – عبور موقت ، روزی که ماهی شدم ، قبض برق و نان بربری ،اسپایدرمن ،سقوط، صدای کندلوس ، پشه ها با سوادند ،گرامافون ،سبزی پلو با اره ماهی ،مادربزرگ دخترم فقط یه نفره ، کاش بترکه دعا و منگنه - دارد .دراین یادداشت درباره داستان گرامافون که اتفاقا نام کتاب را ید ک می کشد صحبت کنم

.چراکه نویسنده ها غالبا   درنامگذاری  کتاب هایشان داستانی را برمی گزینند که به نوعی برایشان مهم و جالب توجه است .شاید بهترین داستان نباشد اما به لحاظ ویژگی که دارد نویسنده ها دوست دارند نام آن داستان، نام کتابشان شود . درباره کلیت داستانهای این مجموعه، باید  بگویم داستان ها با تم اجتماعی و خانوادگی نوشته شده اند فضای داستان ها بیشتر  شهر است با آدمهایش ، باورپذیری سرنوشت و اتفاقاتی که برای آدمها می افتد  متناسب با نوع تفکرو سبک زندگیشان است   .من از این مجموعه دو داستان " پشه ها باسوادند و گرامافون را پسندیدم  .ودرباره شان می نویسم

·        گرامافون

گرامافون درعین حال که صریح روایت می شود داستان تامل برانگیزی است . داستان با دیالوگ  پیش می رود. شروع و پایان خوبی دارد . دو شخصیت های اصلی داستان سهراب و ندا هستند .فضای داستان روز برفی  را روایت می کند که درکافه ای قرار ملاقات دارند .کافه مملواز دود سیگار و بخار قهوه که درآن گرامافون قدیمی با خش خش  تراته ای از داریوش رفیعی پخش می کند  .

-         شب به گلستان ها منتظرت بودم منتظرت بودم

شخصیتهای فرعی داستان  دخترک گارسون ، پسرک چتر فروش ،پسری که به دیوار تکیه داده و دختران دانشجوی دور مانیتور  داخل کافه می باشد .

فضای داستان  خوب توصیف شده است همه چیز شفاف است .  هرکسی به کافه ای سر زده باشد توصیفات نویسنده را می پذیرد .

قرار ملاقات چیست ؟ این چیزی است خواننده کنجکاو می خواهد بفهمد ؟قرار ملاقات همان جدی بودن ندا است ؟در نظر او همه چیز بازیچه است .به نقل از متن داستان :

سهراب خودش را روی صندلی جابه جا کرد و فنجان قهوه را با دو دست  نگه داشت و گفت :

-         ببین ندا  زندگی همیشه یه جور نیست

ندا سرش را چندبار محکم بالاو پایین کردو گفت :

-         بعله زندگی کلا چند جوره گاهی اصلا جوروا جوره

-         تورو خدا  فقط یه کم  فقط یه امروز جدی باش ندا

ندا ابروهایش را درهم کشید و با صدای بم گفت :

-         واکنون  ندا جدی می شود

در ادامه داستان سهراب از ندا می پرسد :

-         به نظر تو  مهم ترین انگیزه آدما از ایجاد رابطه چیه ؟

-         ببینم بیست سوالیه ؟ جایزه هم داره ؟

-         این بار سومه بارچهارمی درکار نیست می ذارم می رم باورکن

-         خب خب الان می گم انگیزه باهم شاد بودن و لذت بردن از لحظه هاس

حق با کدام یک است ندا یا سهراب ؟ چرا علیرغم اصرار سهراب ندا جدی نیست ؟راستی معیار  جدی بودن چیست ؟ ملاک های جدی بودن در داستان چیست ؟طرح  یک سوال از سوی سهراب در باره انگیزه ایجاد رابطه بین آدمها و جواب ندا خانم می تواند به عنوان معیار سطحی بودن ندا و جدی بودن سهراب مطرح  باشد؟ .استدلال های ندا در سطرهای پایانی داستان که آدمها عوض می شوند با اراده ،نه با  دستور، یک حکم کلی قابل قبول است. چرا درباره ندا مصداق ندارد ؟. در داستان کاراکتر ندا تمامی  منظور داستان  را به خواننده انتقال می دهد  قهر ندا قابل انتظار است  چراکه سهراب خودرا معیار می بیند واین تراژدی است که بر زندگی انسانهای امروز – مردان و زنان – سایه افکنده است . بجای درک تفاوت ها و به رسمیت شناختن آن سعی می کنند آن را حذف کنند تا نداها طبق میل سهراب ها رفتار کنند .

داستان به لحاظ محتوی و مفهوم معضل عدم تفاهم زنان و مردان  امروز را خوب بیان می کند با طرح مساله سعی می کند خواننده به جوابی که خود دوست دارد برسد. هرچندکه بعضی ها حق را به سهراب می دهند بعضی ها به ندا هر دو گروه را نباید محاکمه کرد چراکه دنیای ذهنی و باورشان را به نمایش گذاشتند واین نشان از صداقت مخاطب دارد .

 ·        پشه ها باسوادند

داستان شروع خوب و شتابزده ای دارد به نقل از کتاب (همه چیز از آن روزی شروع شد  که دیدم  چندتا از پسر بچه های محل  سعی دارند به بالهای یک پروانه  نخ وصل کنندو.....)

داستان دوتکه است  تکه اول دغدغه راوی است  تکه دوم انتظار راوی از دغدغه ای که دارددر تکه دوم داستان حالت سوبژه به خود می گیرد که کمیک بودن و طنز بودن آن با فضا سازی  و حوادثی که راوی با آن روبروست خوب پردازش شد ه است .درتکه اول راوی داستان دغدغه حمایت از محیط زیست و حیوانات را دارد .نصیحت او به بچه های محل درباره اذیت و آزار حیوانات و جانوران – پروانه ها ، سگها و.... نصیحت می کند این کارها اصلا خوب نیست .بخاطر لجاجت بچه ها در صفحه محیط زیست  روزنامه مطلبی در دفاع  از انواع گونه های پرنده و خزنده و چرنده می نویسد .وبر ضرورت فرهنگ سازی در مملکت قلمفرسایی کرده بود ازقضا با تحسین همکاران مواجه می شود "آفرین دمت گرم  خیلی تاثیر گذاره "

راوی بعدها  سخنرانیهای مبسوطی درباره سالمندان  مشکلات جوانان  خشونت علیه زنان از مبتلایان به هموفیلی  سرطان  ایدز  ...انجام داده و مثال می زند که هیچ درخت و جنگلی یا کوه و دریاچه ای از من ممنون نیست تابه حال هیچ یوزپلنگ آسیایی یا روباه ترکمنی یک پیامک تشکر برایم نفرستاده است

دربخش دوم  راوی که قصد دارد بخوابد ازقضا  پشه ای وزوز کنان مزاحم خوابش می شود . راوی آن را به تشکر پشه ها از اقدامات و فعالیتهای طرفدار محیط زیست بودنش تلقی می  کند . کلافه شدن راوی از مزاحمت پشه تصورات اورا برهم می زند .پیام ضمنی داستان این مطلب را تداعی می کند .گونه های حیوانی به دلیل مزاحمتی که دارند مورد اذیت و آزار واقع می شوند  .اما فعالیت های انسان   دربرخورد با محیط زیست و جانوران قهری و   افراطی  و غیرقابل کتمان است.

راوی در داستان با سر کشیدن لحاف سعی می کند متفاوت عمل  کند و از حشره کش استفاده  نکند .

اما راوی و حامیان او در رابطه با همزیستی با محیط زیست در اقلیتند  اکثریت آدمها رفتار مخرب با جهان پیرامون خود دارند   و همین آسیب جدی به طبیعت و محیط زیست جهان معاصر  وارده ساخته است جامعه ای که کودکانش  حیوانات را برای سرگرمی اذیت و آزار می کنند و بزرگترهایشان با تجهیز تکنولوژی درصدد محو آنها هستند .

داستانهای این مجموعه بیشتر براساس  موضوعات و مشکلات اجتماعی که برای نویسنده مهم است  نوشته شده اند . قابلیت انتقال بعضی از مفاهیم با نوشتن مقاله امکان پذیرتر است تا داستان کوتاه.اگرهم برای تشریح جوانب آن رمان را متد کار خود قراردهند  موفق تر خواهند بود