Skip to Content

جیرجیرک از نگاه من

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

جیرجیرک از نگاه من

همیشه عادت به مطالعه کتاب تو ماشین دارم .مسیر تهران به قزوین بهانه ای شد ازمجموعه کتابهایی که خریده بودم جیرجیرک را بیرون بکشم وبخوانم .جیرجیرک داستان خوش خوان و روان و ساده ای است .اما از صحنه ها و خاطرات تامل برانگیز سرشار است .

 جیرجیرک هم داستان سیاسی است هم داستان جنگ و  هم داستان عاشقی .در جیرجیرک از کوی دانشگاه و حوادث آن، از ایران سال 1384رویارویی دو رقیب انتخاباتی رئیس جمهوری .- علی اکبرهاشمی بهرمانی و احمدی نژاد  روزنامه گاری راوی در زندان دوران اصلاحات .واز طرفی از  روزهای جنگ و کودکی راوی حکایت  پدر فوتبالیستش که تمام آرزوهای پسرش را در زمین فوتبال می جوید .و هم از عشق به بنفشه وحکایت عشق به یغماررفته توسط برادر راوی صحبت به میان می آید..جیرجیرک داستانی است که بیشتر به خاطره شبیه است خاطره ای که درقامت داستان جریان می یابد و خوب و بد روزگار تجربه زیسته راوی را درمعرض قضاوت  خواننده قرارمی دهد.جیرجیرک نوستالوژیک محور است که عشق و علاقه راوی به گذشته خاطراتش نمود می یابد .گذشته ای که انگار برای راوی مهم و ارزش یادآوری دارند.خواننده درجیرجیرک بیشتر با انسان واقع گرا مواجه است .فضای رئال داستان همه چیز را باور پذیرکرده است . داستان جیرجیرک  با رفت و بازگشت ماهرانه نویسنده به روزگار گذشته و حال راوی  خوب عمل کرده است اما خیلی دوست داشتم .درباره عشق راوی به بنفشه و حکایت رقابت عشقی با برادرش بیشتر بدانم .اما تا آخر داستان برایم سوال باقی ماند آیا جیرجیرک نمی توانست بیشتر از این که هست باشد .حفره های توخالی در لابه لای داستان زیاد بود کاش نویسنده غلامی آنهارا تکمیل می کرد حتی حضور زن ها درداستان کم رنگ بود چیزی که من خواننده دستگیرم شددو نوع  زن درداستان مطرح بود یکی  درقامت مادردلسوزکه راوی حرفهایش را توسط او با پدر پرجبروتش درمیان می گذارد . ومن دوست داشتم از این مادر بیشتر بدانم که چیزی عایدم نشد دیگری زن  به عنوان عشق  که دریک خواستگاری زیرکانه توسط برادربزرگ تصاحب می شود.وبنفشه هم حرفی از ش جز به اشاره به میان نمی آید