Skip to Content

درباره "یک قصه ی معمولی و قدیمی درباب جنایت "

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

درباره "یک قصه ی معمولی و قدیمی درباب جنایت "

بیشتر کتابهای نادر ابراهیمی را خوانده ام یکشنبه ای که گذرم به تهران افتاد.سری به انتشارات روزبهان زدم . نمایشنامه "یک قصه معمولی و قدیمی درباب جنایت "را در طول مسیر تهران قزوین خواندم .بسیار بسیار لذت بردم آثار نویسنده ابراهیمی جدی و عمیق اند هیچ کتابی از زنده یاد نادر ابراهیمی نخواندم که تمامش نکرده باشم .

نمایشنامه در دو پرده ارائه  با 10راوی و شخصیت که درآن  مرگ عزیزی  اتفاق افتاده بستگان و نزدیکان ابراز احساسات می کنند

دربین اقوام نویسنده ای حضوردارد که تمامی اتفاقات را یادداشت می کند نویسنده قاضی نیست بلکه بیشتر تشریح کننده است  توصیف گر جریانات است ابراز تاسف ها و همدردی ها بنابه نزدیکی به متوفی خواندی است و همه بستگان درمظان اتهام مرگ خویشاوند هستند هرکس دیگری را متهم  می کند  

اما در پرده دوم سکه برمی گرددوفداکاریها با پیش فرض این که قاتل در همین اتاق است شروع می شود مادر  برادر پدر و...هریک با استدلال خاص خویش قتل را برگردن می گیرند و نویسنده بیطرفانه  می نگارد 

درپایان پرده دوم با ورود مامور پلیس همه  خودرا مقصر اعلام می کنند اما مامور دنبال یک قاتل است  نمی پذیرد ودرپایان کار عابر بیچاره متهم می شود و درنهایت نویسنده 

نمایشنامه جنایت نمایشنامه ای است با فراز و فرود زیبای خود که می توان فاجعه انسانی را از زوایای مختلف نگریست و  واقعیت مکتوم را نمایان و آشکار کرد