Skip to Content

مصاحبه با آقاي احمد افروز

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

مصاحبه با آقاي احمد افروز

وبلاگ / سايت مصاحبه شونده :

تاريخ مصاحبه : 1388

سوال اول :از خودتان خانواده تحصیلات شغل تان برایمان بنویسید.

- احمد افروز هستم متولد نیمه پاییز 1357 و در رشته مدیریت روابط عمومی تحصیل کرده ام و هم اکنون هم به عنوان مدیر روابط عمومی یکی از ادارات دولتی مشغول بکار هستم.

 
سوال دوم:چند وقت است که وبلاگ نویسی می کنید.
-         از 7خرداد امسال
سوال سوم:هدفی که از وبلاگ باران کویر دنبال می کنید چیست؟اصلا چرا باران کویر؟
-         شاید بهتر بود بپرسید اهداف.اولین هدفم پیدا کردن دوستان یا بهتر بگویم همراهانی بود که در این وانفسا بتوان از وجودشان بهره مند شد که البته این هدف خیلی زود محقق شد.دوستانی که می توان از آنان بیاموزم و داشته های خود را به صیقل دانش و آگاهی آنان جلا دهم و به چالش بکشانم.و اما دومین هدفم این که بنویسم تا خودم را فراموش نکنم.نوشتن در این دنیای مجازی لذتهای خاص خود را دارد.و اما چرا باران کویر این هر دو از دوست داشتنی های من است .باران که از نشانه های رحمانی خداست و روح را می توان به زیر باران برد تا از این آلودگیها پاک شود و کویر که به قول زنده یاد دکتر شریعتی تاریخیست که به شکل جغرافیا در آمده است.باران کویر را من بیشتر به شکل دعایی بکار می برم ما باید هماره دعا کنیم تا خداوند باران رحمت خود را برکویر وجود ما نازل کند.
سوال چهارم:از سرگرمیها و علاقه مندیهایتان برایمان بنویسید
-         اگر از روزمرگیها فراغتی حاصل شود.مطالعه و گوش دادن به موسیقی و عکاسی و اینترنت.
سوال پنجم:چه اوقاتی از شبانه روز وبلاگ نویسی می کنید

-         معمولا قبل از ظهر.البته این قاعده نیست هر وقت امکانی باشد.
-       
سوال ششم:بهترین کامنتی که داشتید
-         کامنتهای دوستان اغلب زیباست و لطف دوستان بیشتر از لیاقت بنده است.اما یادم هست وقتی پست "احمقها و نظرها" را نوشتم دوست خوبی کامنتی گذاشتند و در آن هرچه ناسزا بلد بودند نثار بنده کردند و دقیقا به هم آنهایی که من در آن پست از آن گله نموده بودم محکومم کرده بود:مثلا من از استدلال غلط فردی در مورد حضرت علی انتقاد کرده بودم و ایشان مرا محکوم کرده بود که تو علی را چه می شناسی(البته باز از موضع دفاع از علی) و مطالب دیگر و در انتها اینکه حالم بهم خورد ازاینکه به وبلاگت آمدم و... من از آن کامنت خیلی خوشم آمد چرا که هم صراحت داشت و هم تلنگری بود به من و هم یکی از دلایل نوشتن پستهای "خویش را تاویل کن نه ذکر را"شد.
سوال هفتم:وبلاگ هرانک را چگونه ارزیابی می کنید
-         ساده اما عمیق.شفاف اما پرمحتوا با نویسنده ای صد در صد قابل احترام
-       
سوال هشتم:از میزان بازدید کنندگان سایتتان راضی هستید
-         این وبلاگها پنجره ایست که آدمی به جهان اطراف خود باز می کند و هر کس هدفی دارد و این اهداف به نوعی با جمع در ارتباط است هر چه این جمع بزرگتر باشد نشان از موفقیت دارد.البته هم اکنون دوستانی در بازدید کنندگان دارم که هر کدام به عالمی می ارزند.مهمتر از کم و زیاد خود دوستان هستند.
سوال نهم:بزرگترین نقاط قوت وبلاگ شما در چیست
-          بهتر است از دیگران بپرسید
-        
-        
سوال دهم:اگر روزی وبلاگ شما بنا به عللی فیلتر شود عکس العمل شما چیست
-          این از دو حالت خارج نیست یا از جانب سیاسیون تنگ نظر است یا هکرهای نا آدمی.که هر دو مایه تاسف و حسرت است . گریز از اینها کارما نیست ، پنجره ای دیگر و وبلاگی دیگر...
-        
سوال یازدهم:احساس تان در مورد واژه های عشق و دوست داشتن زندگی چیست
-         فکر می کنم در پست "و اما عشق"از مجموعه شش گانه گفتارهای اخلاقی دیدگاه خودم را در مورد عشق نوشته ام .من زندگی را بسیار دوست دارم و سعی می کنم از این فرصت زیستن که نعمتی عظیم از خداوند رحمان است نهایت بهره را ببرم من در مورد زندگی و جهان و متعلقات آن از این بیان زیبای حضرت مولوی پیروی می کنم که:
چیست دنیا از خدا غافل بدن / نی قماش و نقده و فرزند و زن
من دنیا و موهبات آن را دوست دارم و آن را مزرعه ای می دانم که باید برای رفتن به سفر آخرت آن را آباد کرد و زیبا نه ویران و خشک و...

سوال دوازدهم:از کدام نوع سبک شعری بیشتر لذت می برید
-          من زیاد در قبد و بند سبک و مکتب ودوره نیستم  هر جا سخن خوبی باشد آن را می خوانم و می نوشم و در حد خویش بهر می برم وسخن خوب فارغ از سبکها و قیدهای این چنینی است.
-        
سوال سیزدهم:شخصیت محبوب شما کیست چرا و به چه دلیل
-         باز مانند سوال قبل نمی توانم بگویم فلان شخص برای آنکه افراد فراوانی هستند که مورد احترام بنده هستند و همگی آموزگاران و معلمان بنده هستند هر چند شاگرد نا اهلی چون من.
سوال چهاردهم:از کتاب در حال چاپ و کتابهای آینده تان برایمان بگویید
-         در حال آماده کردن کتابی هستم با موضوعی تاریخی – تحلیلی که امیدوارم بتوانم آن را آنطور که در نظر دارم به پایان برسانم.
سوال پانزدهم:شرایط دنیای امروز را چگونه ارزیابی می کنید
-         گر بر فلکم دست بدی چون یزدان/برداشتمی من این فلک را زمیان
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی/که آزاده بکام دل رسیدن آسان
اما بقول جناب اخوان:هی فلانی زندگی شاید همین باشد.

سوال شانزدهم:آخرین کتابی که خوندید و مختصری از کتاب بگین
-         من در آن واحد کتابهای مختلفی ار مطالعه می کنم.هم اکن.ن مطالعه تحقیقی بر کتاب "تفسیر نمونه "دارم.کتاب "بسط تجربه نبوی"استاد دکتر عبدالکریم سروش را دوباره بازخوانی نمودم و "ظهور شیعه"اثر علامه طباطبایی را نیز همزمان مطالعه نمودم.پیشتر نیز دو کتاب ارزشمند شما"راز آتشفشان" و "چنار خونبار الموت"را خواندم و نیز کتاب خاطرات ثریا اسفندیاری ملکه سابق ایران را خواندم.
سوال هفدهم:مهمترین انتقادی که خودتان از خودتان دارید
-         کندی حرکت و تعلل زیاد در راه
-       
سوال هجدهم:نویسندهو شاعر محبوب شما کیست
-         فکر می کنم در سوالات 12 و 13 پاسخ این سوال را نوشته ام و فکر می کنم این بیت زیبای حضرت مولانا بهتر گویای پاسخ باشد.
            من بهر جایی که بینم آب جو/رشکم آید بودمی من جای او

سوال نوزدهم:جمله یا شعری که همیشه ورد زبانتان است.
-         معمولا هر از چند گاهی سخنی ورد زبانم می شود ولی از ماندگارترین آنها که اغلب با خود زمزمه می کنم اشعار زیبای حضرت مولویست از جمله:
           زتو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم/که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
           به دو صد بام برآیم زدو صد دام درآیم/چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد
           و نیز شعر زیبای جناب شاملو:
           مرا تو بی سببی نیستی
          براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ...
          و....
سوال بیستم:فضای وبلاگها را چگونه ارزیابی می کنید
-         مثل هر معقوله بشری زشت و زیبا