Skip to Content

مصاحبه با علی قانع

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

مصاحبه با علی قانع

وبلاگ / سايت مصاحبه شونده :

تاريخ مصاحبه : سال88

سوال 1 : از خودتان و بیوگرافی خانوادگی تان برایمان بگوئید .

اهل گیلانم من .... . سالها قبل . از سوم ابتدایی بدلیل شغل پدر که نظامی بود ساکن قزوین شدیم و بعد از مرگش ماندنی شدیم . ازداواج و حاصلش یک پسر و یک دختر . دیپلم گرفتن ما مصادف شد با انقلاب و تعطیلی دانشگاه ها ، بعد سربازی و کار و غم نان ، بعد دانشگاه و ادامه زندگی ، مترجمی زبان انگلیسی و با ز هم زندگی . راستی تا تاریخ پاییز 88 ، چهل و هشت ساله هستم .



سوال 2:از سرگرمی ها و علاقه مندی هایتان برایمان بگوئید ؟

 سرگرمی و علاقه ام هر دو در خانواده خلاصه میشود ، بیشتر عشق است تا سرگرمی ، در کنارش عشقی دیگر که خواندن و نوشتن است ، فیلم هم میبینم و موسیقی نیز که چاشنی خوبی است .

سوال 3: اولین داستانی که نوشتید و حس  تان از آن داستان .

اول از شعر شروع شد و خاطره نویسی ، بیشتر در دوران سربازی ، و اما اولین داستانی که در نشریه ولایت قزوین چاپ شد ، شاید جدی ترین بود در آنزمان ، یادم هست دست پسرم را که دو ساله بود ( الان دوره پیش دانشگاهی است )گرفته بودم با یک ساندویچ که با هم نصف کرده بودیم و روزنامه ولایت . خیلی لذت داشت ، هر سه مورد .بودن با پسرم ، ساندویچ و دیدن داستان چاپ شده .

سوال4: چند ساعت در روز مطالعه می کنید ؟

یستگی دارد به حال و هوایش و چیزی که میخوانم ، بگیر و نگیر دارد . از چند دقیقه شروع می شود تا چند ساعت ، گاهی از دستم خارج میشود تا اینکه با هشدار همسرم بخود می آیم و میفهمم گذشت زمان را . گفتم که بستگی دارد .

سوال 5: آخرین کتابی که خواندید چه کتابی بود .

مرد بی وطن . نوشته کورت ونه گات . قبل از آن گوساله سرگردان نوشته مجید قیصری ... . 

سوال 6: از آثار منتشر ه خودتان و آثاری که درآینده قصد چاپ دارید برایمان بگوئید

دو مجموعه انفرادی . "وسوسه های اردیبهشت " و " مورچه هایی که پدرم را خوردند" که در سالهای 82 و 85 منتشر شد .یک مجموعه و دو عنوان ترجمه داستان کوتاه و رمان زیر چاپ است .یک مان نیمه کاره هم در دست دارم که فکرم را شدیدا اشغال کرده است .

سوال 7: نویسنده  و بازیگر محبوب شما کیست  چرا و به چه دلیل ؟

همینگوی نویسنده همیشه محبوب من است ولی اجازه بدهید جواب دومی مثل یک راز در دلم باقی بماند ، فکر میکنم این پاسخ معمایی جالب تر باشد نه .

سوال 8: وضعیت ادبیات داستانی استان قزوین را چگونه ارزیابی می کنید ؟

 نیروهای خوب و بااستعداد از قدیم داشته و داریم اما اکثرا به لحاظ منجمد بودن فضای هنری قزوین کوچیده اند به پایتخت ، ما هم پیر شده ایم و ترسو بابت جا کن شدن .

سوال9: دریک تحلیل کلان وضعیت ادبیات داستانی کشور در دو حوزه داستان کوتاه و بلند چگونه است ؟

فکر میکنم در مقایسه با سایر هنر ها ادبیات مهجور ترین است و دور افتاده . شما به آمارکتابهای منتشره طی یک سال نگاه کنید ، حالا تیراژ چشمگیرش ارزانی مان . جوایز ادبی دولتی و غیر دولتی هم جای خود . این اعتراف را بارها کرده ام که فاصله زیادی با ادبیات غرب داریم اما این دلیل نمیشود که پویا نباشم ، بهمان اندازه با نوشتن یک داستان وانتشار یک کتاب مغرور شویم و انتظار جایزه نوبل ادبی را داشته باشیم . بزرگترین مشکل من و ما و جامعه مان فقر مطالعه است و همین .          

سوال 10:   نقد دوستان نویسنده از کتاب داستانی (وسوسه های اردیبهشت و مورچه هایی که پدرم را خوردند )آیا در مطبوعات استانی وکشور چگونه بوده است   ؟

خوب بود و بد ، گاهی اصلا نقد نبود ، اصلا مگر ما در کشورمان نقد ادبی هم داریم . بهرحال چه بد و چه خوب نظرشان را نوشتند و من از همگی ممنونم . 

سوال 11: جمله یا عبارتی که غالبا ورد زبانتان هست .

 چیز خاصی به ذهنم نمیرسد .

سوال 12: زندگی  و مرگ را چگونه تفسیر می کنید ؟

زندگی را دوست دارم و برایم با ارزش است و سعی میکنم حالش را ببرم . در مورد مرگ جمله زیبایی از حضرت علی خوانده ام که برایتان میآورم ." همه انسانها در خواب هستند و زمانیکه میمیرند از خوا ب بیدار میشوند . "

سوال 13 :با توجه به تجربه شما در حوزه سینما  ارتباط  سینما با ادبیات داستانی را چگونه ارزیابی می کنید .

میتواند ارتباط خوبی باشد و بهمدیگر کمک کند . در خیلی از موارد اثار ادبی تبدیل به فیلم شده کارهای مطلوبی بوده و به ماندگار شدن اثر کمک کرده ، در برخی موارد هم نتیجه معکوس داشته اما باید بخاطر داشته باشیم که همیشه اول اثر ادبی بوده است و بعد اقتباس سینمایی .

سوال 14 : برداشت و تفسیرتان از واژه های عشق و دوست داشتن چیست ؟

حدیث عشق است این سخن و از هر زبان که بشنوی نامکرر است .

سوال 15: برای نویسنده های  نوقلم چه توصیه ای دارید ؟

مطالعه ، مطالعه ، مطالعه ، مطالعه ، مطالعه ، مطالعه ،...... .

سوال 16: سطح کارگاه داستانی حوزه هنری را چگونه ارزیابی می کنید ؟

خوشایند نیست اما ناچارم بگویم که فوق العاده ضعیف است . البته یکی دو استعداد بکر دیده ام در بین شان که به رشدشان دلبسته ام .

سوال 16: چرا وبلاگ شما از تاریخ 19/6/85 فعال نیست ؟

 فضای ایتنرنت شدیدا اعتیاد میآورد و فرصت خواندن و نوشتن غیر مجازی را از انسان میگیرد . توی ترک هستم اگر بشود و دوستان ناباب بلاگ دار اجازه بدهند .

سوال 17 : فضای وبلاگها و وب سایتها ی ادبی راچگونه تحلیل می کنید ؟

راستش سه چهار سال قبل که من و خیلی ها بلاگ داشتیم فضا باز تر  بود و اینهمه فیلترینگ اعمال نمیشد . این روزها سراغ هر سایتی میروی با این جمله کذایی " مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان ....... " روبرو میشوی .

سوال 18: نظرتان درباره وبلاگ هرانک و آثار نویسنده رشوند  چیست ؟

خوب است و زحمت زیاد میکشد اما فکر میکنم مخاطب عام ندارد . این را هم بگویم که جدیدا  

.

facebook  و تویتر همه گیر شده است . 

 

 

 

سوال 18 : بعنوان پیشنهاد چه کسی را برای مصاحبه بعدی معرفی می کنید ؟

این سوال خیلی کلیشه ایست ، اما عباس معروفی را پیشنهاد میکنم .امیدوارم راضی و نه خسته باشید . ممنونم از لطف شما / با مهر / علی قانع