Skip to Content

نگاهی به داستان بلند ابن الوقت /یوسف انصاری

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

نگاهی به داستان بلند ابن الوقت /یوسف انصاری

داستان بلند ابن الوقت یوسف انصاری به لحاظ محتویی و سوژه داستان ازدو منظر ، تنهایی و بازگشت قابل بررسی است .داستان رگه فلسفی دارد . هرچندکه فلسفه نیست اما مفاهیم یاس ادبی را یدک می کشد .پیش تر در وب سایت ادبی مرور در یادداشتی با عنوان" یاس ادبی چیست؟" به مختصات آن اشاره کرده ام

یآس ادبی از نوع یآس فلسفی نیست، بلکه مرتبه نازلتر آن است .یآس ادبی محصول تکنولوژی و مدرنیته است .دراینگونه یاس ها  شکست ها و ناکامی  هایی که در زندگی برای فرد اتفاق می افتد آن را معیار می گیرد  و دریک قیاس اشتباه، سرنوشت سیاه خود را به دیگران تعمیم می دهد .نمودهای زیادی از یآس ادبی را در داستان ابن الوقت  برخورد می کنیم که ازجمله : شک  ،گریز ،تنهایی ،شکست ،بدبینی و....

در یاس ادبی شک به افراد است. نگاه به فضای پیرامون به دلیل عدم اعتماد، بدبینانه است این همه شک راوی در چهره و قیافه ها ی آدمهای پیرامون  بسی جای تامل و تفکر دارد.  شک های راوی خوره جان و روان او شده است .شک این که آیا  مدیر مسافرخانه اورا شناخته است یانه ؟ شک به اینکه آن زن توی اتوبوس را جایی دیده است ؟برای او مساله ای شده است که درجای جای داستان به آن اشاره می کند .اما در یا س فلسفی شک ها عمیق و پایداراست ؟ شک های اصیل که موتور محرک تمدن بشری هستند .به عنوان مثال  شک دکارتی – می اندیشم پس هستم - را می توان از نوع شک های اصیل به حساب آورد

تنهایی دریاس ادبی تنهایی گریزا است .تنهایی به دلیل خوداتکائی است .یک نوع بیماری است که فرد دوست دارد تنها زندگی کند. در داستان ابن الوقت راوی میل عجیبی به تنهایی و نا آشنا ماندن دارد .در  شهر تهران بعداز چندماه که برادرش جلو خانه اش آمده است از بازکردن درخانه طفره می رود این همه  واهمه از بستگان از کجا نشات می گیرد؟ چرا راوی بیشتر تمایل به گریز دارد؟ .اما تنهایی دریاس های فلسفی به دلیل پیشتازی دراندیشه است .سطح فکر آنقدر اوج گرفته است که دربیکرانگی اندیشه ها خودرا تنها می بیند  حرف و کلام فیلسوف  در زمانه اش خریدار ندارد .

ازدیگر مشخصه های یاس ادبی تیره و تار دیدن محیط پیرامون است .حادثه ها ،اتفاقات جنبه منفی شان ملاک قرارمی گیرد.در داستان ابن الوقت پر است از این جور حوادث که می توان به" سرطان سیما وناپدید شدن او ،عقب ماندگی برادرشبابک  ومرگ آرام و معصومانه او درانباری ،سرقت تنها اندوخته پدر ،اوضاع نابسامان برادرش آرش ،ورشکستگی راوی و....." و یا با حوادثی که راوی درشهر تهران با آن  روبرو می شودمانند:  تخريب خانه اجار ه ايش در تهران، آتش سوزی اتاق و کتابخانه اش، فروريختن خانه ای هنگام گودبرداری ساختمانی و مرگ ساکنان آن خانه، لجاجت پيرزن يک چشم صاحبخانه با پسرانش بر سر فروش يا تخريب، مسائل و مشکلات همسايه يزدی طبقه اول و تنهايی خانم روبه رو، و..."اشاره نمود اما از منظر یاس فلسفی دگرگونی و اتفاقات از قوانین محکم جهان هستی نشات گرفته در وقوع شان  تردید ی نیست  هرچند پاره ای اتفاقات  تلخ و ناگوار رخ می دهد اما  فیلسوف آن را می پذیرد و سعی می کند از این موانع رد شود

دریآس ادبی هویت گم است ، چهره هویت مخدوش شده است .راوی به عنوان نماینده نسل امروز دغدغه هویت دارد . این هویت از کوچکترین حوادث پیرامونی تاثیر می پذیرد .درابن الوقت راوی قصد بازگشت به زادگاه خود شهر تبریز را دارد  جایی که خاطره دارد  و همان خاطرات بهانه بازگشت او به زادگاه هستند . بازگشت راوی هم در درون و خیال هم در بیرون روایت می شود که آشفتگی خیال راوی را اثبات می کند .راوی  یا همان نویسنده خاص است . همین خاص بودن است که خواننده را با اثری متفاوت مواجه می کند .«اسم من نویسنده است. ولی نه هر نویسنده‌ای. من یه نویسنده‌ی خاص‌ام. اسم دیگه‌ای ندارم، برای همین می‌تونم خودم رو به هر اسمی که دلم بخواد جا بزنم و این رو اون‌قدر طبیعی و حرفه‌ای انجام می‌دم که خیلی وقتا حتا نمی‌تونید حدس بزنید من کی‌ام. راستی من کی‌ام؟!»

راوی در داستان قهرمان نیست بلکه به تعبیر دنوشر "فردی است که مجموعه شکستهایش از مجموعه موفقیت هایش بیشتر است ".و از قضا برگشته است تا نگاهی دقیق بر تمامی اتفاقات زندگیش بیاندازد و به نوعی خودرا  به چالش بکشد .

اما دریاس فلسفی  هویت گم نیست بلکه پایدار است .شک ها و خاطره ها می آیند ناخنک به شخصیت می زنند اما نمی توانند برشخصیت غالب شوند .حوادث محدود محدود می آیند و می روند  اما هویت خودرا از حوادث بالا می کشد  وتابع آنها نمی شود بلکه مدیریتش می کند

فرد گرایی از جمله مشخصه های یاس ادبی است  راوی تهران را به عنوان یک نقطه دور از مزاحمت اقوام و بستگان انتخاب کرده است . می خواهد با تنهایی که آفریده است بخواند و بنویسد راوی نماد  انسان فردگرای امروز است که ازجمع می گریزد .وهرگونه تعلق خاطر را برنمی تابد ؟

امادریاس فلسفی فرد  در مجموعه جهان بشری به عنوان پازلی مهم شمرده می شود که مبادا یک نظر و اندیشه اشتباه ،سرنوشت افراد را به تباهی بکشد .فرد گرایی را درپیوند با خانواده ،دوستان و همفکران به پیش می برد .

آشفتگی ،تودر توئی  و تنوع و تضاد روایت ها  در داستان ابن الوقت  از جهان آشفته جهان معاصر حکایت دارد جهانی که ثبات محیطی آن به دلیل شتابزدگی فناوری در آفرینش  نیازهای کاذب  به هم ریخته است و راوی قصد سفر به این جغرافیای آشفته را دارد تا خودرا ،هویت اصیلش  را بیابد و به آرامش برسد .راوی گرفتار یاس ادبی است امیدکه ابن الوقت  مقدمه ای برای ورود به یاس های عظیم فلسفی باشد

این یادداشت در سایت مرور ادبی به آدرس www.morour.ir/index.php/2-uncategorised/1671-2014-12-20-11-24-07منتشر شده است