Skip to Content

نگاهی به رمان " سایه های بلند " نوشته شهریار عباسی

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

نگاهی به رمان " سایه های بلند " نوشته شهریار عباسی

سایه‌های بلند به لحاظ رویدادهای اجتماعی ایران در چهار دهه‌ی اخیر رمان قابل توجهی است. فضای داستان به سال‌های قبل از انقلاب و بعد انقلاب – اوائل سال‌های جنگ– برمی‌گردد. روایت شرح‌وحال خانواده‌ای حاشیه‌نشین که در گذر حوادث ایران آن روزها، به خوبی روایت می‌شود. داستان با دیالوگ پیش می‌رود. دیالوگ‌ها کاملا با شخصیت‌ها متناسب است.

 زبان سیال، به‌همراه قلم روان نویسنده، از نقاط قوت رمان است. همه‌ی شخصیت‌ها ایفای نقش دارند؛ شخصیت برجسته‌ای که انگشت اشاره به سوی او باشد نداریم. تم اصلی تغییر است. تغییر از بیرون. تغییر محیطی که آرامش توام با سکون را برنمی‌تابد و زندگی در تحت لوای این تغییر را پی می‌گیرد.

«هوتو» بزرگ خانواده است، که همیشه حرف حرف اوست. احترام اعضای خانواده به هوتو، گوهر و حرف‌شنوی از او در داستان نمود خوبی دارد. این احترام مبتنی بر سنت پدرسالاری است که اغراق‌آمیز نیست. هوتو فقط نقش مخالف دارد. اعتراض هوتو به عروسش «حوری» به دلیل نداشتن فرزند و فشار به پسرش -صدوق - جهت طلاق او، مخالفت با خانه ساختن صدوق در حیاط درندشت خانه‌اش، مخالفت با ازدواج طلعت و نوه‌ی حسین‌قلی -رعیت سابق‌شان- و... می‌توان شخصیت او را به خوبی مجسم کرد. از هوتو همان غرور اربابی مانده که ساز مخالف می‌زند.

 

خانواده هوتو گرچه از روستا به شهر کوچیده اما هنوز آداب و رسوم روستا را با خود دارد. در عین حال از داشتن تلویزیون ممانعت می‌کنند. خرید تلویزیون توسط صدوق هر چند با اکراه اعضا خانواده مواجه می‌شود اما رفته‌رفته آن را می‌پذیرند و جز  زندگی‌شان می‌شود.

 

زن در داستان «سایه‌های بلند» بیشتر در بطن زندگی است. همان زن سنتی که در چارچوب است و اهل زندگی. گرچه به شهر آمده ولی هنوز مدرن نشده است. هما از بین زنان دختری است عصیان‌گر که کتاب می‌خواند و در تظاهرات شرکت می‌کند.

 

 شاخصه خوب خانوده هوتو سازگاری است. شرایط را می‌پذیرند. سعی می‌کنند با حوادث و جریانات همراه بشوند و سهم خود را از جامعه درحال تغییر مطالبه کنند. ازدواج نوه‌ی حسین‌قلی با طلعت -نوه هوتو - نماد آشتی  طبقه رعیت با طبقه ارباب است. این آشتی به حکم وارونگی ایجاد شده در طبقات اجتماعی به دلیل بروز انقلاب اسلامی سال 1357 که امکان حضور در مناصب دولتی را به فرزندان روستایی داده، به وجود آمده است. ازدواجی که گرچه با مخالفت جدی هوتو مواجه می‌شود اما  به‌وسیله سایر اعضای خانواده –پسران هوتو- توجیه واستدلال می‌شود که زمانه عوض شده و نوه‌ی حسین‌قلی با ریاست تعاونی شهر کلی می‌تواند به خانواده امتیاز دهد.

 

خانواده هوتو خانواده مذهبی است. اعتقادات مذهبی در آن کم و بیش نمود دارد؛ زیارت امام‌ رضا، نذر و دخیل بستن حوری، آمدن هرازچندگاه سید حجت‌الله به شهر و استقبال خانواده از او. این خانواده مشکلاتی دیگری از قبیل اعتیاد، کمی درآمد، بیکار بودن فرزندانشان(گودرز و علی) دارد. نبود شغل و درآمد کافی آن‌ها را با انقلاب بهمن 57 همراه می‌کند. از بین اعضای خانواده فقط  محمد در ارتش مشغول انجام وظیفه است. او تحت تاثیر تفکرات انقلابی دکتر شریعتی است و کتاب‌های دکتر شریعتی را بین  هما، علی و صدوق  – توزیع  می‌کند و اخبار انقلاب را دراختیار آن‌ها قرار می‌دهد. محمد نماینده نسل روشنفکری است که جهت دهنده است و نقش موثر خود را ایفا می کند. با پیروزی انقلاب صدوق شغل و جایگاهی در مناصب دولتی پیدا می‌کند و سعی می‌کند برای آبادانی محله و آسفالت شدن کوچه، محله و برق‌رسانی به آن کمک كند...

 

«سایه های بلند» داستان زندگی است. اما نمی‌شود مرگ را نادیده گرفت. مرگی که گریزناپذیر است. در سه  مورد با حادثه مرگ مواجه می‌شویم؛ یکی مرگ  غلام،  دومی شهادت نصیری و محمد؛ اولی مرگی شوم – چاقو خوردن توسط ابی بی‌دست‌وپا - که غلام  به سزای اعمال خلاف خود می‌رسد و دومی مرگ افتخارآمیز- محمد و آقای نصیری - در جبهه‌های جنوب کشور.

 

«سایه‌های بلند» داستانی است که تاثیر رخدادهای چهار دهه‌ی کشور را برخانواده‌های حاشیه‌نشین شهری  کشورمان – غالبا  جنوب شهری‌ها  – تمام‌عیار روایت می‌کند.  تغییر تدریجی یک خانواده، به سوی مدرنیزه شدن در عصر دگرگونی‌ها را واقع‌بینانه به تصویر می‌کشد. خانواده‌ای که از مدل طایفه‌ای بودن به مدل هسته‌ای شدن درتغییر است.

این یادداشت در مجله شماره 22 تجربه منتشر شده است